About the above panel (from right to left):

(1) The Resurrection of Tahirih: A painting and a personal gift by my talented friend Shahin Azadegan that portrays the immortality of Tahirih, after her martyrdom in 1852. Samples of Tahirih’s poetry surrounds her in the well, the place of her martyrdom.

(2) Two lines from a well-known poem by Tahirih: Tahirih evidently sent these lines to the King of Persia (Naser al-Din Shah) to decline his marriage proposal. The English translation of the lines by Dr. Amin Banani in his Tahirih: A Portrait in Poetry is as follows:

I’ll walk the beggar’s path—though bad—it’s mine.
It’s Alexander’s road that you pursue.
Ride past my camp, on your road to nowhere.
May you have all you wish, for it’s your due.

(3) The Celestial Bird: Is a calligraphic rendition of the Baha’i greeting  “Allah’u’Abha” (God is the Most Glorious) in the form of a celestial bird. The bird, a rooster, is the symbolic representation of the Manifestation of God or the Prophet of the Age (Baha’u’llah) whose call at the dawn of the new age awakens humanity. The artwork is by the great Baha’i calligrapher Mishkin Qalam. The bird is holding one of the writings of Baha’u’llah. On the bottom left is Mishkin Qalam’s well-known insignia which decorated most of his artwork. It reads “The Servant of the Threshold of Baha [Baha’u’llah], Mishkin Qalam.”

The Narrative Behind the Panel: Is essentially Tahirih’s rejection of worldly desires, and her wish for reunion with the Celestial Bird (The Bab / Baha’u’llah). Baha’ullah saw the Bab’s revelation and his own as one and the same.

Persian translation of the above:

در مورد تابلوی سه قسمتی در بالا

قسمت اول – رستاخیز طاهره: این نقاشی هدیه ای است از دوست هنرمندم خانم شهین آزادگان که فناناپذیری طاهره قرةالعین بعد از شهادتش را به تصویر کشیده است.

قسمت دوم – دو مصرع (یک بیت) از یکی از اشعار معروف طاهره: از قرار، طاهره این بیت را از یکی از اشعارش انتخاب کرد و در جواب خواستگاری ناصرالدین شاه قاجار برای او فرستاد. ترجمۀ انگلیسی شعر به وسیلۀ مرحوم دکتر امین بنانی در قسمت انگلیسی در بالا آمده است. اصل فارسی این دو مصرع از این قرار است:

تو و ملک و جاه سکندری، من و رسم و راه قلندری
اگر آن نکوست تو در خوری، وگر این بد است مرا سزا

قسمت سوم – دیک (خروس) عرشی: این کار هنری در حقیقت درود بهائی «الله ابهی» است (خداوند با شکوه ترین یا نورانی ترین است) که به صورت خطاطی  به شکل پرنده‌ای آسمانی خوش نویسی شده است. این پرنده نمادی است از مظهر ظهور الهی یا پیامبر عصر (بهاءالله) که ندایش حاکی از طلوع فجر در یوم الله است؛ ندائی که قرار است باعث بیداری روحانی ابنای بشر شود. این کار هنری اثری از خطاط زبر دست بهائی مشکین قلم است. در این اثر، «دیک عرشی» یکی از الواح بهاءالله را در پنجه نگاه داشته است. در سمت چپ، پائین تصویر هم امضاء یا نشان مشهور مشکین قلم را می بینیم که وی بسیاری از آثارش را به آن مزین کرده است: بندۀ باب بهاء مشکین قلم.

علت کنار هم قرار دادن این سه قسمت در یک تابلو: این تابلو نمادی از دستِ رد زدن طاهره به سینۀ آمال و آرزوهای دنیوی و معطوف کردن توجه خود به «دیک عرشی»، پیامبران عصر یعنی باب و بهاءالله، برای رستگاری ابدی است. بهاءالله ظهور باب و خودش را ظهوری واحد می دانست.

Advertisements